رفتن به محتوای اصلی
رقابت‌نامهحقوق رقابت و تنظیم‌گری ایران
قوانین و شرحآرای منتخبمصوباتمقالاتنهادهاموضوعات
جست‌وجو
مقالات←مقاله پژوهشی

موازنه صلاحیت شورای رقابت و نهاد تنظیم‌گر بخشی در صنعت مخابرات (مطالعه تطبیقی نظام‌های حقوقی ایالات متحده امریکا و ایران)

مرتضی شهبازی‌نیا · نادر جعفری · ولی رستمی · بیژن عباسی‌ارند

بازنشر از فصلنامه دانش حقوق عمومی · پاییز ۱۴۰۳ · دوره ۱۳، شماره ۳ · صفحات ۱۸۹ تا ۲۱۲

نسخه ناشردریافت PDF مقالهمتن مقاله
مشخصات انتشار و شیوه استناد

مرتضی شهبازی‌نیا · دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران · نویسنده مسئول

نادر جعفری · دانشجوی دکترا دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

ولی رستمی · استاد گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

بیژن عباسی‌ارند · استادیار دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

وابستگی‌های دانشگاهی مطابق زمان انتشار مقاله درج شده‌اند.

تاریخ دریافت ۱۴۰۲/۱۱/۲۱ · تاریخ پذیرش ۱۴۰۳/۰۶/۱۷ · شماره پیاپی ۴۵

مرتضی شهبازی‌نیا؛ نادر جعفری؛ ولی رستمی؛ بیژن عباسی‌ارند (۱۴۰۳). موازنه صلاحیت شورای رقابت و نهاد تنظیم‌گر بخشی در صنعت مخابرات (مطالعه تطبیقی نظام‌های حقوقی ایالات متحده امریکا و ایران). دانش حقوق عمومی، دوره ۱۳، شماره ۳، صص ۱۸۹ تا ۲۱۲.

10.22034/qjplk.2024.1969.1770

نسخه چاپی دارای نشان CC BY است. متن برای مطالعه در وب قالب‌بندی شده و با تأیید نویسنده، شماره‌گذاری و محل ارجاع پانوشت‌ها با محتوای آن‌ها هماهنگ شده است. فایل PDF همان نسخه چاپ‌شده است.

در این مقاله
چکیدهمقدمهگفتار دوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان کمیسیون ارتباطات فدرال و کمیسیون تجارت فدرالگفتار سوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان تنظیم‌گر بخشی و شورای رقابت در ایرانالف) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به رفتار‌های ضد رقابتی و ادغامهاب) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به دسترسی بدون تبعیض همة اپراتور‌ها به زیرساخت‌های شبکهج) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به مقررات‌گذاری اقتصادی (تنظیم تعرفه‌ها)نتیجه‌گیرییادداشت‌هامنابع
فهرست مطالب
چکیدهمقدمهگفتار دوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان کمیسیون ارتباطات فدرال و کمیسیون تجارت فدرالگفتار سوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان تنظیم‌گر بخشی و شورای رقابت در ایرانالف) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به رفتار‌های ضد رقابتی و ادغامهاب) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به دسترسی بدون تبعیض همة اپراتور‌ها به زیرساخت‌های شبکهج) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به مقررات‌گذاری اقتصادی (تنظیم تعرفه‌ها)نتیجه‌گیرییادداشت‌هامنابع

چکیده

صنعت مخابرات بعد از آزادسازی و خروج آن از مالکیت دولت به صورت «انحصار چندگانه» عمل می‌کند؛ به نحوی که خدمات مخابراتی به طور معمول توسط سه یا چهار اپراتور به مصرف‌کنندگان ارائه می‌شود. به علت وجود این انحصار، تنسیق امور مربوط به این اپراتور‌ها، از جمله تعیین تعرفه و صدور پروانه و...، بر عهدة نهاد تنظیم‌گر است. یکی از اهدافی که هر نهاد تنظیم‌گری در صنعت مخابرات آن را دنبال می‌کند حفظ و ارتقای فضای رقابتی در آن صنعت است که این موضوع با صلاحیت نهاد شورای رقابت به عنوان نهاد عام متولی امور رقابتی در تعارض است. در نظام حقوقی امریکا دیوان عالی امریکا فقط در حالتی اجازة اجرای قوانین رقابتی را داده است که مزیتی نسبت به اجرای قواعد تنظیم‌گری داشته باشند و دیوان عالی امریکا پیش‌فرض را نیز بر این موضوع قرار داده است که مزیتی در اجرای قوانین رقابتی نیست. در حقوق ایران تنظیم‌گر بخش مخابرات ضمن اجرای تصمیمات و اقدامات خود همواره باید از شورای رقابت تبعیت کند. اما در خصوص تعرفه‌ها فقط تصویب دستورالعمل قیمت‌ها بر عهدة شورای رقابت است و تعیین قیمت‌ها طبق نظر دیوان عدالت اداری بر عهدة تنظیم‌گر بخش مخابرات گذارده شده است و سازمان تنظیم مقررات به عنوان نهاد تنظیم‌گر باید مطابق دستورالعمل قیمتی که شورای رقابت اعلام می‌کند تعرفه‌ها را تعیین کند.

تعارض صلاحیت · تنظیم‌گر بخشی · شورای رقابت · مخابرات

مقدمه

دهة آخر قرن بیستم شاهد تحوالت بی‌سابقه‌ای در صنعت مخابرات بود. بسیاری از اپراتور‌های مخابراتی دولتی خصوصی شدند و موجی از سیاست‌های رقابتی و نظارتی جهان را فراگرفت. تبدیل موفقیت‌آمیز بازار‌های انحصاری ارتباط از راه دور به بازار‌های رقابتی نیاز به مداخلة نظارتی داشت. بدون تنظیم مقررات، رقابت مناسب در بازار مخابرات ایجاد نمی‌شد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها تنظیم‌گر بخشی در صنعت مخابرات تشکیل گردید. البته تنظیم‌کنندة مخابراتی نباید نقش مدیریتی نیز در اپراتور‌ها داشته باشد (ITU, 2000: 1-2) چرا که تنظیم‌کننده‌ها باید در میان بازیگران اصل بی‌طرف را رعایت کنند و نقشی مانند داور در مسابقه را دارند. مدیریت اپراتور‌ها توسط دولت برخالف خصوصی‌سازی و نقض غرض است.

هدف حقوق رقابت به عنوان قانون مادر تنظیم رفتار‌هایی است که رقابت را در بازار مربوطه محدود می‌کند یا پتانسیل آن را دارد که در بازار محدودیت ایجاد نماید و حقوق یادشده بر همة انواع بازار‌ها نظارت می‌کند و مختص یک بازار خاص نیست؛ در حالی که حوزة عمل تنظیم‌گر بخشی مخابرات شامل اعمال مقرراتی است که صرفاً مخصوص بازار مخابرات است و هدف تنظیم‌گری معموالً رسیدگی به شکست‌های مشخص و گسست‌ها در بازار مخابرات است (Larouche, 2000: 401).

تفاوت دیگر در خصوص زمان اعمال این مقررات است. معموالً تنظیم‌گری مخابراتی به صورت پیشگیرانه ۱ اعمال می‌شود. مقررات‌گذاری در یک چارچوب قانونی صورت می‌گیرد و هدف آن نیز شبیه‌سازی بازار رقابتی و جلوگیری از شکست‌های بازار است؛ در حالی که قانون رقابت دارای اثر ترمیمی ۲ است که با شناسایی رفتار ضد رقابتی (جز مشکل کنترل ادغام) بعد از وقوع رفتار مربوطه وارد عمل می‌شود (Hellwig, 2008: 11).

میان نهاد رقابتی و تنظیم‌گر بخشی مخابراتی معموالً تعارض در صلاحیت رسیدگی زمانی ایجاد می‌گردد که یک معضل رقابتی در بازار مخابراتی وجود دارد. این معضل یا باید توسط تنظیم‌گران بخشی رسیدگی شود یا از طریق مقامات رقابتی برطرف شود. حال سؤال این است که اگر تنظیم‌کننده با توجه به حوزة تخصصی خود موضوعی را تنظیم کند و معضل رقابتی را پایان‌یافته تلقی نماید، ولی اگر موضوع از نظر مقامات رقابتی، معضلات رقابتی حل‌نشده باشد، مقام رقابتی می‌تواند تنظیم بیشتری در خصوص آن موضوع انجام دهد؟ با عنایت به اینکه تنظیم‌گران بخشی به‌راحتی توسط نهاد‌هایی که موظف به تنظیم مقررات آنها هستند (اپراتور‌های مخابراتی) تسخیر ۳ می‌شوند، پاسخ مسئله پیچیده‌تر نیز می‌شود (Ayres & Braithwaite, 1992: 54-55).

با عنایت به مطالب یادشده، در ادامه به بررسی اختلاف صلاحیت رسیدگی موضوع رقابت در بازار مخابرات میان نهاد‌های رقابتی و تنظیم‌گران بخشی در دو نظام حقوقی امریکا و ایران می‌پردازیم.

گفتار دوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان کمیسیون ارتباطات فدرال و کمیسیون تجارت فدرال

در ایالات متحدة امریکا سه نهاد مسئول و صالح به رسیدگی به رقابت در بازار مخابراتی هستند: وزارت دادگستری (DoJ)، کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC)، کمیسیون تجارت فدرال (FTC). وظیفة کمیسیون ارتباطات فدرال اعمال قانون ارتباطات مصوب ۱۹۹۶ است که شامل قواعد پیشگیرانة رقابتی است؛ در حالی که وزارت دادگستری و کمیسیون تجارت فدرال مسئول اجرای قوانین ضد انحصاری، قانون ضد انحصار شرمن، قانون کلایتون، و قانون رابینسون پتمن هستند. تداخل و هم‌پوشانی در اختیارات بین کمیسیون ارتباطات فدرال در اعمال مقررات پیشگیرانه و وزارت دادگستری و کمیسیون تجارت فدرال در اعمال قوانین ترمیمی ضد انحصاری وجود دارد. اگرچه در زمینة کنترل ادغام برخی موارد تداخل و هم‌پوشانی وجود دارد، این دو نهاد با تخصص و ابزارهای خود به این موضوع رسیدگی میکنند (Weiss & Stern, 1998: 195).

در قانون مخابرات سال ۱۹۹۶، هدف از سیاست‌های نظارتی مخابراتی ارتقای رقابت تبیین گردید و این موضوع باعث شد به طور چشمگیری قدرت کمیسیون ارتباطات فدرال برای نظارت بر رفتار رقابتی شرکت‌های مخابراتی افزایش یابد. در همین اثنا مادة ۶۰۱ قانون مخابرات سال « ۱۹۹۶ شروط حفظ قوانین ضد انحصار» را تبیین کرد ۴ که توان چارچوب مقررات‌گذاری بازار مخابراتی را در تغییر یا تحدید یا نسخ و جایگزینی هر یک از قوانین ضد انحصاری موجود محدود می‌کند.

روش حل تعارض قوانین بستگی به این دارد که کدام نهاد برای حل تعارض میان حقوق رقابت و تنظیم‌گری بهترین کارایی را دارد. سه پاسخ احتمالی برای این سؤال می‌توان در نظر گرفت ۱:. قانون‌گذار؛ ۲. کمیسیون رقابت؛ ۳. دادگاه. کمیسیون رقابت معموالً دارای تجربه و دانش فنی و همچنین مجموعهای مناسب از هنجارهای سازمانی است که می‌تواند قانون رقابت را با یک رژیم حقوقی دیگر، که دارای الزامات خاص خود است (مانند مخابرات)، سازگار کند. با وجود این، نهاد مسئول رقابت برای تطبیق قانون رقابت با قانونی که برای خدمت به یک هدف کامالً متفاوت، مانند حمایت از اتحادیههای کارگری، وضع شدهاند مناسب نیست.

یک اتحادیة کارگری ممکن است کارگران شرکت‌های تولیدی را به منظور افزایش هزینه‌های نیروی انسانی بسیج کند و از نظر ساختاری مانند یک کارتل عمل نماید که میزان هزینه‌ها و به‌تبع آن قیمت کالا را تعیین کند. اما کمیسیون رقابت هیچ‌گاه با این کارتلها مانند شرکت‌های تجارتی رفتار نمی‌کند. چون اهدافی که اتحادیههای کارگری دنبال میکنند از سنخ مسائل رقابتی نیست (Ginsburg & Haar & Lowe & Marquis, 2104: 420).

روش دیگر آنکه وقتی دو قانون با نتایج متناقض وجود دارند و هیچ‌یک دیگری را به‌صراحت نسخ نکرده، دادگاه باید تشخیص دهد که ارادة قانون‌گذار چه بوده است. اجرای قانون رقابت در یک صنعت خاص که توسط تنظیم‌گر بخشی تنظیم می‌شود می‌تواند باعث اخلال در کار نهاد نظارتی گردد. این امر حتی زمانی که اجرای همزمان قوانین رقابت و مقررات‌گذاری صورت می‌گیرد، اگر شامل تعهدات متناقضی نباشد، باز هم ممکن است اخلال یادشده را به وجود آورد.

در ایالات متحده قانون اصلی ضد انحصار، که همان قانون شرمن است، در سال ۱۸۹۰ تصویب شد و قوانین تنظیم‌گری بعد از این قانون به تصویب رسیدند. با استناد به اصل نسخ قانون مقدم توسط قانون مؤخر، دادگاه‌های ایالات متحده همواره باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا قانون نهاد تنظیم مقررات به طور مشخص به مستنثی شدن نهاد تنظیم مقررات از قانون ضد انحصاری فدرال پرداخته است یا خیر؟ (Grimes, 2010: 8).

از نظر تئوری، دیوان ملزم به پیروی از این دستورهای قانونی است. اما ابهامات در قانون نهاد تنظیم‌گر، در عمل، تشخیص قصد قانون‌گذاری را دشوار می‌کند. برای رفع ابهامات، دیوان به دنبال چند عامل است:

۱. کدامیک از دو نهاد دادگاه ضد انحصاری یا نهاد تنظیم مقررات در وضعیت بهتری برای حل‌وفصل مشکلات پیشآمده است؟

۲. در صورت فقدان ضمانت اجرای ضد انحصاری، طرف متضرر می‌تواند طبق قانون نهاد تنظیم مقررات جبران خسارت دریافت کند یا خیر؟

۳. آیا نهاد نظارتی در مقابله با مشکلات سوءاستفادة ضد رقابتی می‌تواند نقش فعال و مؤثر داشته باشد؟

۴. آیا دادگاه ضد انحصار وسیلة مؤثری برای مقابله با سوءاستفادة مطرحشده در دادگاه دارد؟ (Grimes, 2010: 8).

در ایالات متحده نیز پروندههایی در خصوص اختلاف صلاحیت رسیدگی مطرح شد.

یکی از پروندهها بدین شرح بود که شرکت ورایزن جزء شرکت‌های مستقر و محلی نیویورک بود. بعد از تصویب قانون مخابرات ۱۹۹۶، که از جملة اهدافش ایجاد رقابت بود، قانون یادشده شرکت ورایزن و سایر شرکت‌های مستقر را مجبور کرد تا بخشی از شبکه‌های دایر خود را به شرکت‌های تازه‌وارد که فاقد شبکه‌های گسترده هستند به اشتراک بگذارد. بعد از مدتی شرکت حقوقی کورتیس ترینکو اقدام به خرید خدمات از یکی از شرکت‌های تازه‌وارد در آن بازار (شرکت ای‌تی‌اندتی) کرد. ولی به علت اختلاف میان شرکت ورایزن و شرکت ای‌تی‌اندتی در دسترسی به شبکة ورایزن ارائة خدمات با تأخیر روبهرو شد. به همین دلیل شرکت کورتیس دعوایی علیه شرکت ورایزن مبنی بر امتناع از معامله و ایجاد تبعیض بین مشتریان مطرح کرد (Geradin, 2005: 3-4).

در پروندة ترینکو ۵ ۶ در مقابل شرکت ورایزن مسئلة اصلی این است که آیا شکایت از شرکت مخابراتی دایر مبنی بر نقض وظایف خود در خصوص به اشتراک گذاشتن شبکه‌های خود با رقبا را، که طبق قانون مخابرات مصوب ۱۹۹۶ موظف به انجام دادن آن هستند، می‌توان بر اساس بخش ۲ قانون شرمن رسیدگی کرد یا خیر؟ شرکت ترینکو دو ادعا در ارتباط با شرکت ورایزن مطرح نمود. اولین ادعای ترینکو این بود که شرکت ورایزن به دلیل امتناع از معامله در شرایط برابر با شرکت ای‌تی‌اندتی که شرکت رقیب ورایزن محسوب می‌شد مسئول شناخته شود. امتناع از معامله با شرکت رقیب اگرچه برای مدت طوالنی بالقوه ضد انحصاری در نظر گرفته می‌شد، اثبات این ادعا همیشه از سختترین دعاوی ضد رقابتی بوده است. در همین زمینه شرکت ترینکو در جهت اثبات اینکه شرکت ورایزن قوانین ضد انحصاری را نقض کرده راه خیلی دشواری داشت (Shelanski, 2011: 693).

دوم اینکه کمیسیون فدرال ارتباطات، که وظیفة اجرای قانون مخابرات مصوب ۱۹۹۶ را بر عهده دارد، مستقیم با شرکت‌های طرف دعوا سروکار دارد و وظایفی که در خصوص معاملات شرکت‌های مخابراتی بر آنها تحمیل می‌کند به اندازة بخش دوم قانون شرمن و حتی سختگیرانهتر از آن قانون است. در قانون شرمن دو امر باید اثبات شود:

۱. متهم قدرت انحصاری داشته باشد.

امتناع از معامله برخالف رقابت و فاقد توجیه معتبر تجاری باشد. ۲.

اما در قانون مخابرات مصوب ۱۹۹۶ کمیسیون فدرال ارتباطات فقط باید به این موضوع رسیدگی کند که بدون دسترسی به امکانات شبکة دایر ورود بنگاه‌های جدید به بازار «تضعیف» می‌شود که به نسبت قانون شرمن امر سادهتری است. همانطور که دیوان عالی کشور توضیح داد، قانون مخابرات سال ۱۹۹۶ تلاش می‌کند تا انحصارات قانونی را از بین ببرد؛ در حالی که قانون شرمن فقط سعی در جلوگیری از انحصار غیر قانونی دارد. در حقیقت امتناع یک شرکت از معامله می‌تواند به‌راحتی قانون مخابرات مصوب ۱۹۹۶ را نقض کند، بدون اینکه قانون شرمن را نقض کرده باشد (Shelanski, 2011: 694).

دادگاه به بررسی این امر پرداخت که آیا طبق اصول سنتی حقوق رقابت می‌تواند رفتار ورایزن در خصوص امتناع از معامله را مورد رسیدگی قرار دهد. پاسخ دادگاه به این سؤال منفی بود. توضیح آنکه دادگاه در رأی خود اعلام کرد مطابق بند ۱ بخش «ب» مادة ۶۰۱ قانون مخابرات مصوب ۱۹۹۶ هیچ‌یک از مواد قانون مخابرات نباید منجر به نسخ قواعد رقابتی شود.

اما از سوی دیگر مواد قانون مخابرات نمی‌توانند باعث افزایش استانداردهای رقابتی تحت بخش ۲ قانون شرمن گردد (Trinko, 2004: 7).

همچنین دادگاه استدلال کرد شرکت‌ها ممکن است با ایجاد زیرساختی که آنها را منحصراً در خدمت مشتریان خود قرار می‌دهد قدرت انحصاری را به دست آورند. مجبور کردن چنین شرکت‌هایی برای شریک کردن دیگران در منافع آنها با هدف اساسی قانون ضد انحصاری در تضاد است. زیرا این امر می‌تواند انگیزة انحصارطلب یا رقیب یا هر دو را برای سرمایه‌گذاری در این تسهیلات سودمند اقتصادی کم کند. واداشتن شرکت‌ها به اشتراک اجباری زیرساخت‌ها به دادگاه‌های ضد انحصاری نیاز دارد؛ تا به عنوان برنامهریز اصلی جهت شناسایی قیمت، مقدار مناسب و سایر شرایط معامله نقشآفرینی کنند؛ در حالی که ساختار و امکانات دادگاه‌های ضد رقابتی برای این امر نامناسب است. علاوه بر این، مذاکرة اجباری بین رقبا ممکن است منجر به تبانی شود. امتناع از رسیدگی تنها در موارد خاص مشمول ممنوعیت خواهد بود و استفاده از آن باید محتاطانه انجام پذیرد و بنابراین دادگاه درخواست ترینکو را رد کرد (Trinko, 2004: 7-8).

در حقیقت استدلال دیوان عالی بر این اساس استوار بود که ایجاد دسترسی بسیار سهلگیرانه در خصوص زیرساخت‌های شبکه باعث می‌شود اشخاص ثالث برای سرمایه گذاری در زیرساخت‌های شبکه بیانگیزه شوند و رقبایی را که از آن زیرساخت‌ها استفاده میکنند از رقابت و نوآوریهایی که از این نوع سرمایه‌گذاریها حاصل می‌شود محروم نمایند. از سوی دیگر قانون دسترسی بسیار سختگیرانه نیز مانع دسترسی شرکت‌های تازه وارد به حالت ثبات می‌شود و هدف قانون را که ایجاد دسترسی بود با شکست مواجه می‌کند (Shelanski, 2011: 724).

دیوان عالی به رد سادة درخواست ترینکو بسنده نکرد و در ادامة رأی خود به موضوع اجرای قواعد حقوق رقابت در صنایع تنظیمشده پرداخت. دیوان عالی توضیح می‌دهد که یکی از مهمترین کارکردهای تنظیم‌گر ایجاد ساختاری به منظور جلوگیری از آسیبهای رقابتی به بازار است. وقتی چنین ساختاری در یک بخش وجود دارد، اجرای حقوق رقابت و بررسی اضافی توسط آن مزایای چندانی به دنبال ندارد (Trinko, 2004: 12).

دیوان عالی امریکا با استفاده از یک تحلیل اقتصادی بیان داشت که هر جا تنظیم مقررات رقابتمحور وجود دارد دادگاه‌ها موظفاند از اعمال قانون رقابت خودداری کنند. با رأی دیوان عالی امریکا، ورود حقوق رقابت در مواردی که تنظیم مقررات وجود دارد امری دشوار به نظر می‌رسد. این موضوع حتی در مواردی که مقررات‌گذاری استانداردهای سهلگیرانهتری نسبت به حقوق رقابت دارد نیز صادق است (Shelanski, 2011: 696).

باید توجه داشت که استدلال دیوان بر این اساس بود که اجرای قانون ضد انحصار حائز ارزش افزودة ناچیزی است که نمی‌تواند هزینة بالقوة اجرای قواعد حقوق رقابت را توجیه کند. البته به عقیدة برخی، پیش‌فرض دیوان مبنی بر اینکه اجرای حقوق رقابت بهصرفه نیست با واقعیت منطبق نبوده و در بسیاری از موارد تنظیم مقررات هزینة بیشتری نسبت به اجرای مقررات ضد انحصاری یا ترکیب مقررات ضد انحصاری و تنظیم‌گری دارد. در همین راستا حقوق‌دانانی مانند قاضی بریر ۷ معتقدند که استفاده از تنظیم‌گری به عنوان جایگزین حقوق رقابت باید به عنوان آخرین سلاح برای حل یک مشکل حاد مورد استفاده قرار گیرد (Breyer, 1987: 1007).

به عبارت دیگر قانون رقابت نوع دیگری از تنظیم مقررات نیست؛ بلکه جایگزینی برای تنظیم مقررات است که در صورت امکان اعمال جایگزینی نسبت به تنظیم‌گری است. اگرچه قانون رقابت را نمی‌توان جایگزین کامل تنظیم‌گری در نظر گرفت، به عنوان مکمل کامالً سودمند است (Manne & Hurwitz & Stout, 2018: 7). البته این دیدگاه در رأی ترینکو مورد تأیید دیوان عالی امریکا قرار نگرفت.

در ایالات متحده تنظیم مقررات جایگزینی برای قانون ضد انحصاری در نظر گرفته شد.

شاهد مثال این ادعا پروندة شرکت ترینکو است که دیوان عالی کشور از محکوم کردن شرکت مخابراتی مستقر (شرکت ترینکو) به دلیل ایجاد امتناع از دسترسی رقیبش (شرکت ای‌تی‌اندتی) به شبکة خود خودداری کرد. چون پیش از این توسط مقامات تنظیم‌گر مخابراتی فدرال و ایالتی محکوم شده بود (Streel, 2014: 197).

ظاهراً رویکرد امریکا بر اساس «اصل امنیت حقوقی» ۸ ۹ است. رویکرد امریکا به‌شدت به دادگاه وابسته است و نیازمند یک دادگاه با توانایی تحلیل اقتصادی بالا است.

گفتار سوم: اختلاف صلاحیت رسیدگی میان تنظیم‌گر بخشی و شورای رقابت در ایران

هم‌گام با تحوالت دنیا، در ایران نیز، به منظور ایجاد رقابت و افزایش بهره‌وری، صنعت مخابرات از بازار انحصار کامل به سوی بازار انحصار چندجانبه ۱۰ حرکت کرد.

به همین منظور در سال ۱۳۸۴ پروانة اپراتور شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل به عنوان دومین شرکت مخابراتی که به شکل نیمهخصوصی اداره می‌گردید صادر شد ۱۱. همچنین بعد از آغاز روند خصوصی‌سازی یکی از اولین بنگاه‌هایی که از مالکیت دولت خارج شد شرکت مخابرات ایران بود که پنجاه درصد به عالوة یک سهام آن در سال ۱۳۸۷ به بخش شبهدولتی واگذار گردید ۱۲. اپراتور سوم با نام رایتل نیز از سال ۱۳۸۵ مقدمات تشکیل خود را طی کرد.

اما این شرکت به طور عملی از سال ۱۳۸۹ وارد بازار مخابرات ایران شد ۱۳.

تا قبل از تشکیل شرکت‌های یادشده، با عنایت به اصل ۴۴ قانون اساسی، شرکت مخابرات ایران به عنوان تنها شرکت حاضر در بازار مخابرات، کامالً دولتی محسوب می‌شد و از این حیث نیازی به تنظیم‌گری یا اعمال قواعد رقابتی در آن احساس نمی‌شد. با شروع روند خصوصی‌سازی، در سال ۱۳۸۲، بر اساس مادة ۵ قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به عنوان تنظیم‌گر بخشی ایجاد شد و با استناد به مادة ۷ همان قانون، از تجمیع معاونت امور مخابراتی این وزارتخانه و ادارة کل ارتباطات رادیویی، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی تأسیس شد. هدف از ایجاد این سازمان اجرای مصوبات کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات و ایفای اختیارات حاکمیتی و نظارتی و اجرایی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در بخش تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی است تا به عنوان نهاد نظارتی زمینة رقابتی شدن بازار ارائة خدمات مخابراتی و بالا رفتن کیفیت خدمات ارتباطی و صدور پروانه برای اپراتور‌های جدید را فراهم کند.

عموم وظایف تنظیم‌گر بخشی در صنعت مخابرات را می‌توان در چهار دستة عمده احصا کرد:

۱. وظایف مربوط به مقررات‌گذاری به منظور حمایت از رقابت که شامل کنترل رفتار‌های ضد رقابتی و ادغامها است؛

۲. وظایف مربوط به مقررات‌گذاری به منظور ایجاد دسترسی که شامل اطمینان از دسترسی بدون تبعیض همة اپراتور‌ها به زیرساخت‌های شبکه است؛

۳. وظایف مربوط به مقررات‌گذاری اقتصادی که تدابیر مربوط به اندازهگیری هزینه‌ها برای کنترل قیمت‌های بنگاه‌های انحصاری را شامل می‌شود؛

۴. وظایف مربوط به مقررات‌گذاری فنی که شامل تدوین و نظارت بر استانداردهایی در تولید و عرضة محصوالت به منظور تضمین ایمنی و حفاظت از حریم خصوصی و حفاظت از محیط زیست است (OECD, 1999: 8).

از سوی دیگر، با تصویب قانون اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی ۱۴ در سال ۱۳۸۶، شورای رقابت به عنوان متولی عام موضوع رقابت در حقوق ایران تشکیل گردید. مطابق مادة ۴۳ قانون یادشده، حوزة نظارت شورای مورد اشاره برخالف کمیسیون تنظیم مقررات که تنها در حوزة بازار مخابرات فعالیت می‌کند همة اشخاص حقیقی و حقوقی بخشهای عمومی، دولتی، تعاونی، و خصوصی را در بر می‌گیرد.

در کنفرانس تجارت و توسعة سازمان ملل متحد، پنج چارچوب احتمالی که برای حل تعارض ممکن است استفاده شود نام برده شد:

۱. واگذاری ترکیب مقررات فنی و اقتصادی به تنظیم‌گر بخشی و اجرای انحصاری رقابت توسط مراجع رقابتی؛

۲. واگذاری مقررات‌گذاری فنی و اقتصادی به تنظیم‌گر بخشی و همچنین واگذاری یک قسمت یا تمامی حقوق رقابت به نهاد مزبور؛

۳. واگذاری مقررات‌گذاری فنی و اقتصادی به تنظیم‌گر بخشی و اجرای قسمتی از حقوق رقابت توسط تنظیم‌گر بخشی با هماهنگی مقامات رقابتی؛

۴. واگذاری مقررات‌گذاری فنی در دست تنظیم‌گر بخشی و واگذاری مقررات‌گذاری رقابتی و اقتصادی به مراجع رقابتی؛

۵. واگذاری کلیة مقررات‌گذاریها به مراجع رقابتی (UNCTAD, 2006: 5).

در خصوص مقررات‌گذاریهای مربوط به موارد ضد رقابتی و ادغام و مقررات‌گذاری مربوط به دسترسی بدون تبعیض، فصل ۹ قانون رقابت به طور مفصل وظایف شورای رقابت را در این زمینه شرح داده است. در خصوص مقررات‌گذاری تعیین قیمت مشخصاً در بند ۵ مادة ۵۸ قانون یادشده تعیین مصادیق و تصویب دستورالعمل تنظیم قیمت و مقدار و شرایط دسترسی به بازار کالاها و خدمات انحصاری در هر مورد با رعایت مقررات مربوط بر عهدة شورای رقابت نهاده شده است. به نظر می‌رسد تنها مقررات‌گذاری فنی است که در صلاحیت اختصاصی تنظیم‌گر بخشی ۱۵ باقی می‌ماند.

بنابراین تعارض صلاحیت کمیسیون تنظیم مقررات و شورای رقابت در سه گروه از وظایف امکان‌پذیر است که در ادامه به آن می‌پردازیم.

الف) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به رفتار‌های ضد رقابتی و ادغامها

سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی بر اساس بند ۴ مادة ۶ اساسنامة خود موظف به تدوین و تنظیم مقررات و آییننامهها «به منظور حصول اطمینان از رقابت سالم» در بازار مخابراتی است. مثالً سازمان یادشده در مصوبة شمارة ۳ جلسة شمارة ۲۵۲ مورخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۰ به تنظیم مقررات حاکم بر قدرت قابل توجه بازار پرداخته است که امری مشابه مبحث بنگاه با «وضعیت مسلط اقتصادی» در بند ۱۵ مادة ۱ قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی است.

در قانون رقابت در تعیین بنگاه با وضعیت مسلط اقتصادی هیچ معیار کمّی در نظر گرفته نشده است و تنها بیان شده که وضعیتی در بازار است که در آن توانایی تعیین قیمت و مقدار عرضه یا تقاضای کالا یا خدمت یا شرایط قرارداد در اختیار یک یا چند شخص حقیقی یا حقوقی قرار گیرد. برخالف قانون یادشده، در دستورالعمل ۲۵۲-۳ تنظیم‌گر بخشی مخابرات ۱۶ اگرچه در بند « ۴-۱ قدرت مسلط» مانند «وضعیت مسلط» تعریف شده، برخالف آن، معیار کمّی و با قابلیت اندازهگیری برای تعیین قدرت مسلط تعریف شده است. مطابق مادة ۴-۲ دستورالعمل ۲۵۲، بر اساس بررسی سازمان اگر یک ارائه‌دهندة خدمات در هر یک از بازار‌های عمده‌فروشی شبکه یا عمده‌فروشی خدمات سهم بازار بالای ۲۵ درصد را در اختیار داشته باشد، قدرت مسلط محسوب می‌شود.

در بازار‌های خرده‌فروشی خدمات، ارائه‌دهندة خدماتی که سهم بازار بالای ۵۰ درصد را در اختیار داشته باشد قدرت مسلط محسوب می‌شود و در صورت دارا بودن سهم بازار از ۲۵ تا ۵۰ درصد در صورتی قدرت مسلط محسوب می‌شود که حداقل دارای یکی از شرایط ذیل باشد:

•. دارای انحصار طبیعی یا قانونی در بازار عمده‌فروشی مرتبط با بازار خرده فروشی باشد.

•. تعداد ارائه‌دهندگان خدمات در آن بازار به حداکثر سه ارائه‌دهندة خدمات محدود شده باشد، به نحوی که سهم بازار یکی از آنها نیز کمتر از ۲۰ درصد باشد.

قانون رقابت هیچ معیار کمّی برای تعیین وضعیت مسلط اقتصادی مشخص نکرده و همة موارد به صورت موردی توسط شورای رقابت بررسی می‌شود. البته تعیین معیار کمّی در حقوق بسیاری از کشورهای دیگر نیز مرسوم است. اما اعداد آنها با یکدیگر متفاوت است.

مثالً در کشور مالی و بسیاری از کشورهای اروپایی این عدد ۲۵ درصد و در بولیوی ۴۰ درصد و در الجزایر ۵۰ درصد است (ITU, 2013: 28).

مفهوم قدرت مسلط با وضعیت مسلط در حقوق رقابت بسیار به یکدیگر نزدیکاند. اما یک تفاوت عمده بین آن دو وجود دارد. قدرت مسلط جزء قوانین پیشگیرانه است و قبل از اینکه فعلی از سوی اپراتور مزبور صورت پذیرد تحت مقررات‌گذاری قرار می‌گیرد؛ در حالی که سوءاستفاده از وضعیت مسلط اقتصادی از جمله قوانین جبرانی است و بعد از شکایت از سوءاستفاده از وضعیت مسلط بررسی می‌گردد (ITU, 2013: 28).

کمیسیون تنظیم مقررات، در مادة ۴ مصوبة شمارة ۳ جلسة شمارة ۲۵۲، سازمان تنظیم مقررات را مکلف کرده است با هر گونه فعالیت یا اقدام توسط قدرت مسلط که امکان سوءاستفاده از قدرت و موقعیت او را در بازار فراهم سازد مقابله کند. گفتنی است سازمان تنها می‌تواند فعالیت بنگاه‌های مسلط را در خصوص رقابت تنظیم کند و سازمان در بازاری که بنگاه مخابراتی فاقد وضعیت مسلط است فاقد اختیارات است.

در خصوص تبعیت تنظیم‌گر بخشی مخابرات از شورای رقابت می‌توان به بند ۳ بخش «الف» مادة ۵۹ قانون رقابت اشاره کرد که در تاریخ ۱۳۹۷ به قانون فوق اضافه شد. بر اساس مادة یادشده «هیچ‌یک از نهاد‌های تنظیم‌گر بخشی نمی‌تواند مغایر با این قانون یا مصوبات قبل و بعدی شورای رقابت در زمینة تسهیل رقابت تصمیمی بگیرد یا اقدامی کند».

البته به نظر می‌رسد در تنظیم مادة ۵۹ قانون رقابت دقت کافی به عمل نیامده است. همة احکام مادة ۵۹ در خصوص آن دسته از تنظیم‌گران بخشی است که به پیشنهاد شورای رقابت تشکیل شده است نه تنظیم‌گرانی مانند کمیسیون و سازمان تنظیم مقررات که توسط قانون‌گذار و بدون دخالت شورای رقابت به وجود آمده است. به همین سبب می‌توان در خصوص شمول حکم بند ۳ بخش «الف» مادة ۵۹ قانون رقابت بر تنظیم‌گر بخش مخابرات تشکیک کرد.

همچنین قانون‌گذار ترتیبات صحیحی برای شکایت از تصمیمات نهاد‌های تنظیم‌گر بخشی در مادة ۶۳ قانون رقابت در نظر گرفته و بیان کرده است که تصمیمات نهاد تنظیم‌گر صرفاً قابل شکایت در هیئت تجدیدنظر است. اما این ماده نیز به تنظیم‌گران بخشی موضوع مادة ۵۹ اشاره کرده است که این موضوع باعث خروج نهاد تنظیم‌گر بخش مخابرات از حکم این ماده می‌شود.

در هر حال، به نظر می‌رسد به‌رغم عدم صراحت در لزوم تبعیت همة تنظیم‌گران بخشی از شورای رقابت می‌توان از مجموع چند ماده از قانون رقابت به این امر حکم کرد. از جمله آنکه مادة ۶۲ شورای رقابت را تنها مرجع رسیدگی به رویه‌های ضد رقابتی دانسته است. همچنین با توجه به مؤخر بودن اساسنامة سازمان تنظیم مقررات ممکن است بحث نسخ قانون رقابت مطرح شود که این امر نیز ممکن نیست چرا که اوالً اساسنامة سازمان از نوع مقررات و مصوب از سوی هیئت وزیران است که امکان نسخ قانون عادی را ندارد و در ثانی حتی اگر اساسنامة یادشده ناشی از قانون بود مطابق مادة ۹۲ قانون رقابت امکان نسخ قانون رقابت صرفاً با ذکر نام قانون و شمارة ماده ممکن است و نسخ ضمنی آن امکان‌پذیر نیست.

بر همین اساس به نظر می‌رسد سازمان تنظیم مقررات مکلف است در زمینة رویه‌های ضد رقابتی از شورای رقابت تبعیت کند.

ب) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به دسترسی بدون تبعیض همة اپراتور‌ها به زیرساخت‌های شبکه

در ارائة خدمات مخابراتی بسیاری از منابع محدود هستند و اگر به‌درستی بین اپراتور‌ها تقسیم نگردد باعث اخلال در رقابت می‌گردد. مورد اول مبحث «شماره‌گذاری» ۱۷ است.

اپراتور‌ها شماره‌های تخصیصیافته از سوی تنظیم‌گر بخش مخابرات را استفاده مینمایند و نمی‌توانند بدون اجازة نهاد مزبور هر شمارهای را استفاده کنند. به منظور تداوم رقابت سالم، شماره‌ها باید به صورت منصفانه بین اپراتور‌ها تقسیم گردد. رقبای تازه‌وارد باید شماره به اندازة کافی برای ارائة خدمات خود در اختیار داشته باشند. همچنین شماره‌هایی که به اپراتور‌های جدید تعلق می‌گیرد باید برای عموم قابل تشخیص باشد که شماره‌های موبایل هستند (مثالً در ایران شماره‌های موبایل با ۰۹ شروع می‌شوند). همچنین در ترابردپذیری شماره‌ها نباید هیچ تبعیضی میان اپراتور‌ها وجود داشته باشد و به طور کلی هیچ مزیت ضد رقابتی برای هیچ اپراتوری فراهم نشود (Milne, 2002: 16).

موضوع بعدی تخصیص طیف فرکانس‌ها است. مطابق بند ۸ مادة ۶ اساسنامة سازمان تنظیم مقررات، تنظیم و مدیریت و کنترل فضای فرکانسی کشور و تدوین مقررات و تصویب ضوابط و جدولها و معیارهای استفادة بهینه از فرکانس و نظارت و حاکمیت بر طیف و جدول ملی فرکانس بر عهدة تنظیم‌گر بخش مخابرات است. فرکانس اختصاصیافته به اپراتور‌های مخابراتی تلفن همراه از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا اپراتور‌ها هنگام جابه‌جایی از یک باند فرکانس به باند فرکانسی دیگر با هزینه‌های جابه‌جایی مواجهاند.

اپراتور‌های شبکه بر اساس مشخصات باندهای فرکانسی که به آنها اختصاص داده شده شبکة دکل‌های مخابراتی خود را ساختهاند. پژوهشی در این زمینه نشان داده است که استفاده از باند ۹۰۰ مگاهرتز در مقایسه با باند ۲۱۰۰ مگاهرتز می‌تواند با کاهش تعداد دکل‌های مخابراتی در مواردی باعث کاهش حتی تا ۳۰ درصد هزینه‌های اپراتور شود (پرز و اواندا ۱:۲۰۱۱،).

(Pe ́rez & Ovando, 2011: 1).

بنابراین، تخصیص فرکانس میان اپراتور‌ها نقش مهمی در ایجاد و تداوم فضای رقابتی بازار مخابرات دارد و حتی برخی اپراتور‌ها با داشتن طیف فرکانس مناسب می‌توانند به موقعیت مسلط در بازار دست پیدا کنند (Lundborg & Reichl & Ruhle, 2012: 669).

به نظر می‌رسد در هر دو مبحث شماره‌گذاری و تخصیص طیف فرکانس‌ها، اگر تنظیم‌گر بخش مخابرات مرتکب اعمالی شود که منجر به تبعیض یا سایر اعمال ضد رقابتی در میان اپراتور‌ها شود، اپراتور‌ها می‌توانند از تصمیم سازمان یادشده به شورای رقابت شکایت کنند. تنظیم‌گر بخش مخابرات نیز مادة ۶۲ قانون رقابت و همچنین با عنایت به صلاحیت عام شورای رقابت در این زمینه باید از تصمیمات نهاد شورای رقابت تبعیت کند.

ج) تعارض صلاحیت در مقررات مربوط به مقررات‌گذاری اقتصادی (تنظیم تعرفه‌ها)

در خصوص تعرفه‌ها اختلاف صلاحیت عملی میان شورای رقابت و سازمان تنظیم مقررات به وجود آمد. تنظیم‌گر بخش مخابرات مستند به بند «ج» مادة ۵ قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات وظیفة تعیین سیاست نرخگذاری بر کلیة خدمات مخابراتی و تصویب جدول تعرفه‌ها و نرخهای کلیة خدمات ارتباطی در چارچوب قوانین و مقررات کشور را بر عهده دارد. همچنین با توجه به تبصرة ۲ مادة ۷ قانون یادشده و بند ۴ مادة ۶ اساسنامه سازمان تنظیم مقررات ارتباطات رادیویی عهدهدار این امر است. از طرف دیگر با عنایت به بند ۵ مادة ۵۸ قانون رقابت یکی از وظایف و اختیارات شورای رقابت تصویب دستورالعمل تنظیم قیمت، مقدار و شرایط به بازار کالا و خدمات انحصاری است که در هر مورد با رعایت مقررات مربوطه انجام خواهد گرفت.

در این زمینه پروندههای متعددی در دیوان عدالت اداری تشکیل شد و دیوان در خصوص آن آرایی صادر کرد. البته صلاحیت دیوان عدالت اداری در خصوص رسیدگی به اختلاف شورای رقابت و تنظیم‌گر بخش مخابرات مورد تشکیک بود. با عنایت به مادة ۵۷ قانون رقابت، تصمیمات شورا در خصوص مادة ۶۱ این قانون در صورتی اعتبار خواهد داشت که رأی حداقل یک قاضی عضو در آن مثبت باشد. در نتیجه قضات نقشی برابر با سایر اعضا ندارند. اما به نظر می‌رسد که این موضوع ماهیت اداری شورای رقابت را تبدیل به ماهیت قضایی نمی‌کند. بسیاری از مراجع دیگر نیز مانند کمیسیون مادة ۱۰۰ وجود دارند که در آنها قاضی وجود دارد؛ ولی ماهیت آنها را به قضایی تبدیل نکرده است (خشنودی و حسینی ۲۱۱:۱۳۹۵،).

همچنین مادة ۶۳ قانون رقابت کلیة تصمیمات شورای رقابت و نهاد‌های تنظیم‌گر بخشی موضوع مادة ۵۹ قانون یادشده را «صرفاً» قابل تجدیدنظر در هیئت تجدیدنظر موضوع مادة ۶۴ آن قانون دانسته است و در صورت عدم تجدیدنظرخواهی رأی را «قطعی» تلقی کرده است. در پاسخ به کلمة «صرفاً» باید یادآوری نمود که اعتراض در دیوان عدالت اداری فرجامخواهی محسوب می‌شود نه تجدیدنظرخواهی و بسیاری از مراجع اداری دیگر نیز دارای مرحلة تجدیدنظر هستند و به رأی تجدیدنظر آنها می‌توان در دیوان عدالت اداری اعتراض کرد. همچنین در مورد «قطعی» بودن رأی نیز دیوان در موارد متعددی به رأی قطعی و لازم‌الاجرای نهاد‌های اداری دیگر نیز رسیدگی کرده است (بند ۲ بخش «ب» مادة ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری).

در هر حال، دیوان عمالً به موضوع اختلاف صلاحیت وارد شد. در پروندة اول ۱۸ به شمارة دادنامة ۲۴۲-۲۴۱ شورای رقابت اعلام کرد که کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات اخیراً در جلسة شمارة ۲۷/۶/۱۳۹۰–۱۲۰ اقدام به صدور مصوبهای کرده است که بر اساس آن تعرفة برقراری ارتباط مکالمات بین‌الملل مشترکان شبکه‌های تلفن ثابت و همراه با اپراتور‌های تلفن ثابت و همراه سایر کشورها را تعیین و تصویب کرده است و متعاقب آن تعرفه‌های جدید را به شرکت ارتباطات زیرساخت و اپراتور‌های تلفن همراه ابلاغ کرده است که اقدامات یادشده خارج از حدود اختیارات مراجع نامبرده و برخالف قانون «اجرای سیاست‌های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی است» و این امر منحصراً در اختیار شورای رقابت است.

هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در دادنامة شمارة ۲۴۲-۲۴۱ خود اشعار داشت که دربند ۵ مادة ۵۸ قانون اصلاح موادی از قانون رقابت دستورالعمل تنظیم قیمت و مقدار و شرایط دسترسی به بازار کالاها و خدمات انحصاری در هر مورد با رعایت مقررات مربوط از جمله وظایف شورای رقابت احصا شده است. نظر به این که تصویب دستورالعمل تنظیم قیمت به معنای تعیین قیمت و تصویب تعرفه نیست، بلکه مراد از آن تدوین روش‌هایی است که بتوان به اهداف مورد نظر قانون‌گذار نایل شد. قانون‌گذار نیز در بند «ج» مادة ۵ قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تصویب جدول تعرفه‌ها و نرخهای کلیة خدمات ارتباطی در چارچوب قوانین و مقررات کشور را از جمله وظایف کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات برشمرده است. بنابراین مصوبة جلسة شمارة ۱۲۰ کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات در تعیین تعرفه برای مکالمات بین‌الملل صادرشده از کشور در محدودة اختیارات قانونی کمیسیون یادشده تعیین و تصویب شده است و قابل ابطال نیست.

همچنین در پروندة دیگری ۱۹ شورای رقابت در مصوبهای نرخ آبونمان تلفن ثابت را بابت هر خط معادل هزینة ۱۰۰ پالس در ماه در نظر گرفت و اعلام کرد چنانچه مشترکان بیش از ۱۰۰ پالس در ماه از هر خط تلفن استفاده کنند این مبلغ به صورتحساب آنان اضافه نمی‌شود و چنانچه میزان استفادة آنان کمتر از این مقدار باشد به مأخذ ۱۰۰ پالس در صورتحساب آنها منظور خواهد شد. سازمان تنظیم مقررات به منظور ابطال مصوبة مزبور به دیوان عدالت شکایت کرد و دیوان عدالت اداری با ادامة رویة سابق خود در دادنامة ۲۴۲-۲۴۱ در دادنامة شمارة ۴۹ نیز همچنان تعیین نرخگذاری بر خدمات را از وظایف سازمان تنظیم مقررات دانست و وظیفة شورای رقابت در تصویب دستورالعمل تنظیم قیمت را به معنای تعیین قیمت و تصویب تعرفه ندانست، بلکه مراد از آن را تدوین روش‌هایی دانست که بتوان به اهداف مورد نظر قانون‌گذار نائل شد. بنابراین رأی بر ابطال مصوبة یادشدة شورای رقابت داد.

رأی دیوان با تفاسیر اصولی سازگار است. چون در تعارض بند ۵ مادة ۵۸ قانون رقابت از یک سو و بند «ج» مادة ۵ قانون مخابرات و بند ۴ مادة ۶ اساسنامة قاعدة «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» باید جاری شود و هیچ‌یک از قوانین نسخ نشود.

برخی از نویسندگان استدلال کردند «: تبعیت از مصوبات شورا در زمینة تسهیل رقابت بر کلیة نهاد‌های تنظیم‌کنندهبخشی الزامی است. اما در مورد سایر تصمیمات شورا که در زمینة تسهیل رقابت نباشند، که به نظر می‌رسد قیمت‌گذاری کالاها و خدمات انحصاری نیز از آن جمله است، نهاد‌های تنظیم‌کنندهبخشی الزامی به تبعیت از نظر شورا ندارند ( ». حسینی و غفاری ۵۴۵:۱۳۹۹،) که این امر با نص مادة ۵۸ قانون رقابت همخوانی ندارد.

در موضوعی دیگر، اعضای شورای رقابت در سال ۱۴۰۰ در جلسة ۴۶۶ در اجرای بند ۵ مادة ۵۸ قانون یادشده (الحاقی ۱۳۹۷) به‌اتفاق آرا «دستورالعمل نحوة تنظیم هزینة ماهانة تلفن ثابت» را تصویب کردند. در عنوان صورتجلسة فوق بیان گردیده شده است «: اختیارات شورای رقابت در تعیین مصادیق رویه‌های ضد رقابتی و با عنایت به اینکه بازار تلفن ثابت توسط شورای رقابت بازاری انحصاری تشخیص داده شد ».... این در حالی است که اختیار شورای رقابت در خصوص تعیین تعرفه‌ها الزاماً ناشی از ضد رقابتی بودن تعرفه‌های موجود نیست. بلکه شورای رقابت می‌تواند صرفنظر از اینکه رویة ضد رقابتی رخ دهد یا خیر اقدام به تعیین تعرفه‌ها کند.

در هر حال، شورای رقابت فرمول «نظام حسابداری بهای تمام‌شده» را برای تعیین تعرفه‌ها در سال ۱۴۰۰ و روش «سقف قیمتی» را برای سال‌های آتی در نظر گرفت و کمیسیون تنظیم مقررات نیز برابر بند «ج» مادة ۵ قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات، طی مصوبة شمارة ۱ جلسة شمارة ۳۳۸، نحوة اجرای دستورالعمل را به شرکت مخابرات ایران ابلاغ کرد.

به نظر می‌رسد میان شورای رقابت و سازمان تنظیم مقررات در خصوص نحوة تعرفهگذاری هماهنگی ایجاد شده است. البته شورای رقابت در جلسة شمارة ۵۰۹ خود شرکت مخابرات را به دلیل عدم رعایت صحیح مصوبة ۴۶۶ محکوم نمود و تا زمان ارائة دقیق هزینة تمامشدة خدمات تلفن ثابت، مندرج در صورتهای مالی حسابرسیشدة شرکت مخابرات، هر گونه تغییر در هزینة ماهیانة خدمات تلفن ثابت و اخذ وجوه اضافی را مغایر مصوبة یادشدة شورای رقابت اعلام کرد و اجرای مصوبة ۴۶۶ را متوقف نمود.

شورای رقابت به علت آنکه شرکت مخابرات از تصمیم جلسة شمارة ۵۰۹ تبعیت نکرد در جلسة شمارة ۵۱۹ بار دیگر شرکت مخابرات را به جریمة نقدی محکوم نمود که این مصوبه در دیوان عدالت اداری نیز تأیید شد.

شرکت مخابرات در اعتراض به مصوبة ۵۰۹ استدلال کرد که مصوبة ۴۶۶ شورا به تصویب ستاد تنظیم بازار نیز رسیده است و همچنین چون بازار مخابرات انحصاری است شورای رقابت تنها در بازار رقابتی می‌تواند اعمال حاکمیت کند و در خصوص بازار انحصاری صرفاً می‌تواند دستورالعمل تعیین تعرفه صادر کند و حق توقف مصوبة ۴۶۶ را ندارد.

به نظر می‌رسد تصویب مصوبه در ستاد تنظیم بازار مانع توقف آن توسط شورا نمی‌شود.

از سوی دیگر، بند ۱۲ مادة ۱ قانون رقابت انحصار را وضعیتی دانسته که سهم یک یا چند بنگاه به میزانی باشد که قدرت تعیین قیمت یا مقدار را در بازار داشته باشد و بند ۱۵ مادة ۱ همان قانون وضعیت مسلط اقتصادی را وضعیتی در بازار دانسته که در آن توانایی تعیین قیمت و مقدار کالا یا خدمت در اختیار یک یا چند شخص حقیقی یا حقوقی قرار گیرد. با این اوصاف وضعیت مسلط طبق تعریف با انحصار هم‌پوشانی دارد. شورا در خصوص بنگاه با وضعیت مسلط (حالت انحصار) مطابق بند «ط» مادة ۴۵ قانون رقابت احکام متعدد دارد و در نتیجه می‌تواند در خصوص بازار انحصاری نیز اعمال حاکمیت کند که این موضوع در رأی دیوان در خصوص شکایت شرکت مخابرات از تصمیم جلسة شمارة ۵۱۹ شورای رقابت نیز منعکس شده است.

همچنین شورا در جلسة شمارة ۵۷۰ خود اعلام کرده شرکت مخابرات حق دریافت هیچ مبلغ اضافی تحت عنوان حق اشتراک و... ندارد. چون، صرفنظر از اینکه دریافت حق اشتراک قبل از مصوبة ۴۶۶ قانونی بوده یا خیر، شرکت مخابرات بعد از مصوبة مذکور تنها در حدود همان مصوبة اشارهشده می‌تواند هزینه دریافت کند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مطابق بند ۵ مادة ۵۸ قانون رقابت تصویب دستورالعمل تنظیم قیمت کماکان با شورا است و اگرچه تنظیم‌گر بخش مخابرات قیمت نهایی را اعلام می‌کند، نمی‌تواند از نحوة محاسبهای که شورای رقابت تصویب کرده است تخطی نماید. این امر در حقوق اتحادیة اروپا نیز سابقه دارد و در پروندة دویچه تلکام کمیسیون رقابت اپراتور و تنظیم‌گر بخشی را موظف به تغییر روش محاسبة هزینه‌ها کرد (Hou, 2015: 17). همچنین شورا در همة بازار‌های رقابتی و انحصاری دارای حق اعمال حاکمیت است.

عدهای از حقوق‌دانان بر این باورند که به منظور ایجاد صلاحیت عالیة شورای رقابت بر تنظیم مقررات یا باید قانون اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ تغییر یابد و یا این که هیئت وزیران اساسنامة مربوط به سازمان تنظیم مقررات در این زمینه را اصلاح نماید (. رستمی و اصغرنیا، ۱۲۴:۱۳۹۲). به نظر نگارنده نیز در کلیة امور رقابتی باید یک نهاد تعیینکننده باشد و دلیلی منطقی برای تفکیک فعلی دیوان عدالت اداری در خصوص قیمت‌گذاریها از سایر امور رقابتی وجود ندارد. یا کلیة امور رقابتی به شورای رقابت به عنوان متولی عام امور رقابت واگذار شود یا به دلیل تخصصی بودن امر در یک بازار خاص موضوع تسهیل رقابت به تنظیم‌گر بخش مخابرات سپرده شود.

نتیجه‌گیری

تنظیم‌گری اقتصادی معموالً زمانی به وجود می‌آید که رقابت در یک بازار نامطلوب یا غیر قابل دستیابی است. انحصار طبیعی یک مثال برجسته در این زمینه است. در این نوع بازار وجود یک شرکت که کل خدمات بازار را فراهم کند نسبت به وجود شرکت‌های مختلف که برای انجام دادن این خدمات رقابت میکنند هزینة کمتری به بار میآورد. در چنین مواردی، وظیفة اصلی تنظیم‌کننده این است که اطمینان حاصل کند انحصارگر تعهدات خدمات خود را بدون گرفتن سود انحصاری از مصرف‌کنندگان انجام می‌دهد. تنظیم‌کنندگان گاهی چندین شرکت را در بازار حفظ میکنند. اما با مدیریت آنها بر برخی از شکست‌های بازار ۲۰ فائق می‌آیند که مثال بارز آن بازار مخابراتی است.

در حال حاضر در اکثر کشورهای جهان در بازار مخابراتی دو نهاد متولی امور رقابتی وجود دارد که میان آنها اختلاف صلاحیت در رسیدگی وجود دارد. در بررسی سه نظام حقوقی یادشده هر یک شیوة متفاوتی در حل تعارض به کار گرفتهاند. در ایالات متحدة امریکا قوانین رقابتی بسیار قدیمی هستند و قبل از قانون مخابرات امریکا که مصوب ۱۹۹۶ است وضع شدهاند. اما مادة ۶۰۱ قانون مخابرات سال « ۱۹۹۶ شروط حفظ قوانین ضد انحصار» را تبیین کرد و با این ماده جلوی نسخ قوانین رقابتی را، که پیش از این به تصویب قانون‌گذار رسیده بودند، گرفت. با این حال دیوان عالی امریکا تنها در حالتی امکان اجرای قوانین رقابتی را داد که مزیتی نسبت به اجرای قواعد تنظیم‌گری داشته باشند و پیش‌فرض را نیز بر این موضوع قرار داد که مزیتی در اجرای قوانین رقابتی نیست.

در حقوق ایران با عنایت به بند ۳ بخش «الف» مادة ۵۹ قانون رقابت به نظر می‌رسد قوانین رقابتی مکمل و برتر از قواعد تنظیم‌گری در امور رقابتی هستند. تنظیم‌گر بخش مخابرات ضمن اجرای تصمیمات و اقدامات خود همواره باید از شورای رقابت تبعیت کند. اما در خصوص تعرفه‌ها تنها تصویب دستورالعمل قیمت‌ها بر عهدة شورای رقابت است و تعیین قیمت‌ها طبق نظر دیوان عدالت اداری بر عهدة تنظیم‌گر بخش مخابرات گذارده شده است. البته این موضوع قابل انتقاد به نظر می‌رسد چرا که معلوم نیست چه تفاوتی مثالً میان شرایط دسترسی به بازار و قیمت‌گذاری وجود دارد که در اولی تعیین مقدار و شرایط دسترسی کامالً بر عهدة شورای رقابت نهاده شده، در حالی که در قیمت‌گذاری تنها نحوة قیمت‌گذاری بر عهدة شوراست. به نظر نگارنده، قانون‌گذار ایران نهاد شورای رقابت را در همة شئون بر تنظیم‌گران بخشی برتری داده و استثنا کردن بخش قیمت‌گذاری فاقد توجیه منطقی است و بهتر است رویهای واحد در همة امور مربوط به رقابت در نظر گرفته شود.

یادداشت‌ها

  1. Ex-ante
    بازگشت به متن
  2. Ex-post
    بازگشت به متن
  3. capture theory
    بازگشت به متن
  4. بند ۱ بخش «ب» مادة ۶۰۱ قانون مخابرات امریکا مصوب ۱۹۹۶ بیان میدارد «:... هیچچیز در این قانون یا اصلاحیههای اعمالشده در این قانون به معنای اصلاح، نسخ، یا جایگزینی کاربرد هیچ‌یک از قوانین ضد انحصاری نیست »...
    بازگشت به متن
  5. Verizon Commc'ns Inc. v. Law Offices of Curtis V. Trinko, 540 U.S. 398, 405 (2004).
    بازگشت به متن
  6. Trinko. 540 U. S. (2004). Available at: https://www.law.cornell.edu/supct/pdf/02-682P.ZO
    بازگشت به متن
  7. Breyer
    بازگشت به متن
  8. این اصل که یکی از اصول بنیادین حقوق اداری و اقتصادی است مبین پیشبینیپذیر بودن و قابل اتکا بودن تصمیمات اداری است؛ به گونهای که شهروندان قادر باشند با اطمینان خاطر به نهاد‌های دولتی اتکا و برای زندگی خویش برنامهریزی کنند. ارکان اصل امنیت حقوقی انتظار مشروع، عطف بهماسبق نشدن تصمیمات اداری، رعایت مهلت معقول، و انتشار و شفافیت مقررات دولتی است.
    بازگشت به متن
  9. legal certainty
    بازگشت به متن
  10. Oligopoly
    بازگشت به متن
  11. این شرکت با سرمایه‌گذاری مشترک گروه ام‌تی‌ان افریقای جنوبی (۴۹٪) و شرکت گسترش الکترونیک ایران (۵۱٪) (متشکل از بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح) راه‌اندازی شد.
    بازگشت به متن
  12. کنسرسیوم اعتماد مبین خریدار سهام عمدة شرکت مخابرات ایران بود که این کنسرسیوم متشکل از سه شرکت است «. شرکت گسترش الکترونیک مبین ایران» و «شرکت شهریار مهستان» و «شرکت سرمایه‌گذاری توسعة اعتماد» متعلق به بنیاد تعاون سپاه و ستاد اجرایی فرمان امام است.
    بازگشت به متن
  13. سومین اپراتور مخابراتی به شرکت تأمین تله‌کام (تأمین ارتباطات شمس نوین) وابسته به سازمان تأمین اجتماعی واگذار شد.
    بازگشت به متن
  14. از این پس برای اختصار به جای عبارت یادشده از قانون رقابت استفاده می‌شود.
    بازگشت به متن
  15. از این پس به مجموع کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات و بازوی اجرایی آن یعنی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی «تنظیم‌گر بخش مخابرات» اطلاق می‌شود.
    بازگشت به متن
  16. دستورالعمل شمارة ۳ مقررات حاکم بر قدرت مسلط بازار (Significant Market Power) در کشور. مورخ 1395/11/10 قابل دسترسی در: https://asnad.cra.ir/fa/File?id=۹۹۹f۸۸۸۸-۸۸۸۸-e۰۰-۱۱۱d۰۰٥۰٥٦۸۷٥-٥dcc
    بازگشت به متن
  17. numbering
    بازگشت به متن
  18. https://divan-edalat.ir/aho-detail/۱۱۱۱
    بازگشت به متن
  19. https://divan-edalat.ir/aho-detail/۱۱۱۱
    بازگشت به متن
  20. Market failure
    بازگشت به متن

منابع

حسینی، م. و غفاری، ب. (۱۳۹۹). مطالعه تطبیقی رابطه حقوقی نهادهای رقابتی و نهادهای تنظیم‌گر بخشی؛ از تضاد تا تعامل. مطالعات حقوق تطبیقی، ۱۱(۲)، ۵۲۵–۵۵۰.

خشنودی، ر. و حسینی، م. (۱۳۹۵). ماهیت حقوقی شورای رقابت و تجدیدنظر از آرای آن. تحقیقات حقوقی، ۷۵، ۲۰۱–۲۲۵.

رستمی، و. و اصغرنیا، م. (۱۳۹۲). اختلاف صلاحیت شورای رقابت و کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات. رویه قضایی حقوق عمومی، ۲(۴)، ۹۹–۱۲۵.

عطریان، فرامرز (۱۳۹۶). اصل امنیت حقوقی و مداخله دولت در عرصه اقتصاد. فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران، ۴۷(۲)، ۲۸۱–۳۰۱.

References

Books

Ayres, Ian and Braithwaite, John. (1992). Responsive regulation: Transcending the deregulation debate. Oxford University Press.

Hellwig, Martin F. (2008). , Competition Policy and Sector-Specific Regulation for Network Industries. MPI Collective Goods Preprint, No. 2008/29.

ITU. (2000). telecommunications regulation handbook. Available: https://www.itu.int/ITU- D/treg/Documentation/Infodev_handbook/1_overview.pdf

ITU. (2013). Competition and regulation in a converged broadband world. Available at: https://www.itu.int/ITU- D/treg/publications/Competitionregulation.pdf

Larouche, Pierre. (2000). Competition and Regulation in European Telecommunications. Oxford, UK: Hart Publishing.

Lundborg, Martin, Reichl, Wolfgang and Ruhle, Ernst-Olav. (2012). Spectrum allocation and its relevance for competition, Telecommunications Policy, 36, issue 8.

Manne, Geoffrey and Hurwitz, Justin (Gus) and Stout, Kristian. (2018). Amicus Brief of ICLE and Participating Scholars, Mozilla v. FCC.

Milne, Claire. (2002). Numbering trends–a global overview. Available at: https://www.itu.int/ITU-D/treg/Documentation/Milne_Numbering.pdf

OECD (1999), "Relationship between Regulators and Competition Authorities", Paris: OECD available. at http://www.oecd.org/dataoecd/35/37/1920556.pdf(last visited on:2020-2-3).

Pe ́rez, Vergara and Ovando, Catalina. (2011). Assessment of the benefits of introducing a HSDPA carrier at 900 MHz.

Shelanski, Howard A. (2011). The Case for Rebalancing Antitrust and Regulation, 109 MICH.L. REV.683.

UNCTAD (2006), "Best Practices for Defining Respective Competences and Settling Cases which Involve JointAction of Competition Authorities and Regulatory Bodies". Geneva: available at https://unctad.org/system/files/official-document/tdrbpconf6d13rev1_en.pdf

Article

Atriyan, F. (2017). The Principle of Legal Certainty and Government Interventions in the Economy. Public Law Studies Quarterly, 47(2), 281- 301. doi: 10.22059/jplsq.2017.63099

Breyer, S. (1987). Antitrust, Deregulation, and the Newly Liberated Marketplace. California Law Review, 75(3), 1005-1047. doi:10.2307/3480665.

de Streel, Alexandre. (2014). The Antitrust Activism of the European Commission in the Telecommunications Sector.P. Lowe and M. Marquis (eds), European Competition Law Annual 2012: Competition, Regulation and Public Policies, Hart, 2014, 189-208.

Douglas H. Ginsburg and Daniel E. Haar, Philip Lowe and Mel Marquis (eds). (2014). European Competition Law Annual 2012: Competition, Regulation and Public Policies (Oxford: Hart Publishing 2014).George Mason University Law and Economics Research Paper Series

Geradin, Damien. (2005). Limiting the Scope of Article 82 of the EC Treaty: What Can the EU Learn from the Us Supreme Court's Judgment in Trinko in the Wake of Microsoft, Ims, and Deutsche Telekom. Common Market Law Review.

Grimes, Warren S. (2010). U.S. Supreme Court Rejects Price Squeeze Claim: A High Point for Divergence between US and European Law?. Zeitschrift Für Wettwebersrecht, p. 343, 2009, Southwestern Law School Working Paper No. 1024.

Hosseini, M., & Ghafari, B. (2020). A Comparative Study on the Legal Relationship between the Competition Authorities and Sector Regulators; from Conflict to Interaction. Comparative Law Review, 11(2), 525-550. doi: 10.22059/jcl.2020.301028.633993

Khoshnoudi, r. & Mina, M. (2016). Legal Nature of Competitive Council and Appealing its Decisions. Legal Research Quarterly, 19(75), 201-225.

Rostami, V. & Asgharnia, M. (2012). Differences of Competition Council and Regulatory Commission Competency , Journal of Public Law Jurisprudence, 2(4), 99-125.

Weiss, James R. & Stern, Martin L.. (1998). Serving Two Masters: The Dual Jurisdiction of the FCC and the Justice Department over Telecommunications Transactions, 6 CommLaw Conspectus 195. available. at: https://scholarship.law.edu/commlaw/vol6/iss2/6.

مطالعه مرتبط در رقابت‌نامه

شورای رقابتکمیسیون تنظیم مقررات ارتباطاتارتباطاتدسترسی و ورود به بازار

مصوبات مورد بحث مقاله

نحوه اجرای دستورالعمل تنظیم هزینه ماهانه خدمات مکالمه صوتی مشترکین تلفن ثابت شرکت مخابرات ایران

مقررات حاکم بر قدرت مسلط بازار (Significant Market Power) درکشور

رقابت‌نامه

پایگاه یکپارچه حقوق رقابت و تنظیم‌گری ایران

مدیریت علمی و گردآوری: نادر جعفریوکیل پایه یک دادگستری و پژوهشگر حقوق رقابت و تنظیم‌گری
بازارهادربارهارتباطایمیلواتس‌اپ
© ۱۴۰۵ نادر جعفری